|
به طعنه هاي پس و پيش كرده ام عادت
به ناله هاي دل ريش كرده ام عادت
دو چشم خيس، لب خشك، قلب بي طپش، آه
به سرنوشت، كم و بيش كرده ام عادت
گداي روز و شب يك سلام بي طمعم
به درد اين دل درويش كرده ام عادت
دگر ز فاجعه هاي زمانه باكم نيست
به ترس، دلهره، تشويش كرده ام عادت
دلم عجيب گرفته ست گرچه مدتهاست
به بي ستارگي خويش كرده ام عادت

|