تبليغاتX
نبض خیس ساحل







پارسا



آنچه بر دل رفت



دوستان عاشق تنها



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات





غربت

اينجا دل ماتم زده آسايه ندارد

شادي به دل هيچ كسي پايه ندارد

در غربت اين شهر كه روزش شب تار است

خورشيد غريب است، كسي سايه ندارد

سرمايه در اين شهر، غم و ماتم و درد است

بي درد اگر هست كسي، مايه ندارد

اينجا همه زائيده ي تنهايي خويشند

مادر كه چه گويم ......... كسي دايه ندارد

تنهايي تو دست خودت نيست كه اينجا

همسايه خبر از غم همسايه ندارد


[+] نوشته شده توسط پارسا در 11:9 | |







بارون

هق هق بارون چشات به جونم آتیش میزنه

میدونم این اشکای تو تا وقتی زنده ام با منه

میخوام بگم دوستت دارم، خوب میدونم دیره دیگه

رابطه ای که بین ماست، حالا داره جون میکنه

بعد تو بارون که بیاد یاد چشای بارونیت

می کوبه توی سر من با پتکی که از آهنه

هر چی که رو سرم میاد خوب میدونم حق منه

اینا همه اش به خاطر بی تو نفس کشیدنه

 


[+] نوشته شده توسط پارسا در 19:29 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد