|
من يه آسمون سياهي، تو برام مثل شهابي
تو كوير آرزوهام، من يه تشنه، تو سرابي
من يه شمعدوني زردم كه داره از پا ميفته
تو نميزاري بميرم آخه تو چشمه آبي
تو شباي نااميديم كه سپيده دم نداره
تو جرقه اميدي، يه ستاره، كه مي تابي
بعضي وقتا خيلي ساده مثل يه دفتر مشقي
بعضي وقتا خيلي مبهم بيشتر از صد تا كتابي
تو كي هستي؟ ... يه فرشته؟ ... يا يه آرزوي دوري؟
تا ابد تو ذهن خسته ام يه سوال بي جوابي
خوبيات شمردني نيست، لااقل من نميتونم
هر كي هستي واسه من تو يه لطف بي حسابي

راستي امروز تولدم بود. به همين سادگي.............
|